تبلیغات
˙·٠•●♥ فروغ ، از تبار شاعران دل سوخته ♥●•٠·˙ - صدایی در شب...

˙·٠•●♥ فروغ ، از تبار شاعران دل سوخته ♥●•٠·˙

♥ از فروغ ، تقدیم به فروغ ♥


نیمه شب در دل دهلیز خموش

ضربه ائی افكند طنین

دل من چون دل گل های بهار

پر شد از شبنم لرزان یقین

گفتم این اوست كه باز آمده است

جستم از جا و در آئینه گیج

بر خود افكندم با شوق نگاه

آه، لرزید لبانم از عشق

تار شد چهره آئینه ز آه

شاید او وهمی را می نگریست

گیسویم درهم و لب هایم خشك

شانه ام عریان در جامه خواب

لیك در ظلمت دهلیز خموش

رهگذر هر دم می كرد شتاب

نفسم ناگه در سینه گرفت

گوئی از پنجره ها روح نسیم

دید اندوه من تنها را

ریخت بر گیسوی آشفته من

عطر سوزان اقاقی ها را

تند و بی تاب دویدم سوی در

ضربه پاها، در سینه من

چون طنین نی، در سینه دشت

لیك در ظلمت دهلیز خموش

ضربه پاها، لغزید و گذشت

باد آواز حزینی سر كرد





طبقه بندی: اشعار فروغ،

[ دوشنبه ششم خرداد 1392 ] [ 14:54 ] [ فروغ ]

[ دیدگاه() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه