تبلیغات
˙·٠•●♥ فروغ ، از تبار شاعران دل سوخته ♥●•٠·˙ - شازده‌ای زیر تیغ تیز نقد فروغ فرخزاد

˙·٠•●♥ فروغ ، از تبار شاعران دل سوخته ♥●•٠·˙

♥ از فروغ ، تقدیم به فروغ ♥

نادر نادرپور شاعری است که از جانب فروغ فرخزاد به شدت مورد نقد قرار گرفت، هرچند شعرش توجه شاعری چون مهدی اخوان ثالث را جلب کرده بود.

99-139.jpg

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نادر نادرپور شانزدهم خردادماه 1308 در تهران به دنیا آمد. اجداد او از نوادگان نادرشاه افشار بودند. نادرپور پس از به پایان رساندن دوره‌ی متوسطه در دبیرستان ایرانشهر تهران، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته‌ی زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت و در مسؤولیت‌های مختلف به کار مشغول شد.

نادرپور به زودی به یکی از مطرح‌ترین شاعران نوقدمایی دهه‌ی 30 تبدیل شد و مهدی اخوان ثالث درباره‌ی او گفت: «نادرپور در این ایام، بحق در طراز اول از شاعران متجدد و نوپرداز قرار گرفته و پختگی آثارش می‌رساند که به گنجینه‌ی غنی و پرارزش شعر گذشته‌ی پارسی دست دارد، ولی برخلاف بعضی از نوپردازان، شعر گذشته‌ی پارسی بر آثار او سایه نینداخته که رنگ هنرش را دیگر کند و تحت تأثیر بگیرد. بدین معنی که هم احساس از خودش است و هم بیان و تعبیرات.

این شاعر به خوبی توانسته است خود را از تکرار و ابتذال که دشمن‌ترین دشمنان هنر است، دور نگه دارد و همیشه از سرزمینی که خود به‌دانجا رفته است، برای ما خبر بیاورد.» («تاریخ تحلیلی شعر نو» - شمس لنگرودی)

اما فروغ فرخزاد چندان با اخوان ثالث هم‌عقیده نبود‌: «عیب کار نادرپور را باید در روحیه‌ی نادرپور جست‌وجو کرد. به نظر من نادرپور آدم این دوره نیست، حتا اگر بگوید هستم و باز از من برنجد و با من قهر کند. حالت محافظه‌کاری نادرپور و حساسیتی که نسبت به عقاید مختلف درباره‌ی شعرش از خودش نشان می‌دهد، بزرگ‌ترین دشمن اوست. به نظر من او باید تکلیف خودش را با خوانندگان شعرش روشن کند. اگر شعر نادرپور در یک حالت رکود باقی مانده - چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا - علتش این است که او می‌ترسد عده‌ی زیادی از طرفدارانش را از دست بدهد. خب بدهد. مهم نیست که ابراهیم صهبا از شعر من خوشش بیاید. اصلا اگر بیاید، توهین است و دلیل بدی شعر. او شعر می‌گوید تا دیگران تعریفش را بکنند، حالا فرق نمی‌کند این دیگران چه کسانی باشند.

شعر نادرپور از نظر محتوا به کلی خالی است. او تصویرساز ماهری است، اما تصویر به چه درد من می‌خورد؟ او با این تصویرها می‌خواهد چه چیزی را بیان کند؟ چیزی بیان نمی‌کند، حرفی ندارد. از نظر فرم هم که حساب خط‌کش است و سانتی‌متر. انگار تا یک سیلاب اضافه می‌شود، سعی می‌کند در مصرع بعدی از این گناه و تخطی عذر بخواهد. عیب نادرپور این است که شازده است و جرأت ندارد. نادرپور روحیه‌ی کهنه و پیری دارد. از هیچ چیز جز از دردهای خودش متأثر نمی‌شود، که آن‌ها هم دردهای غیرلازمی هستند. نادرپور اگر تکلیف خودش را روشن نکند، رفته است. او شاعر است، اما حیف که خودش را به نفهمی می‌زند. همان‌قدر در مورد خوانندگان شعرش و عقاید آن‌ها وسواس دارد که در مورد شستن دست‌هایش، ای بابا، یک روز هم دست نشسته غذا بخور، شاید چیزی کشف کنی!» (مقدمه‌ی دیوان اشعار فروغ فرخزاد، انتشارات طلایه)

مجموعه‌های شعر «چشم‌ها و دست‌ها»، «دختر جام»، «شعر انگور»، «سرمه‌ی خورشید»، «گیاه و سنگ نه، آتش»، «از آسمان تا ریسمان»، «شام بازپسین»، «صبح دروغین» و «خون و خاکستر» از آثار به‌جامانده از این شاعرند. نادرپور با زبان فرانسه نیز آشنایی کامل داشت و شعرهای تعدادی از شاعران بزرگ فرانسوی و ایتالیایی را به فارسی ترجمه کرد و مجموعه‌ای از آثار آن‌ها را با عنوان «هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیایی» به همراهی بیژن اوشیدری به چاپ رساند.

این شاعر پس از انقلاب به پاریس و سپس آمریکا رفت و در روز ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۷۸ در لس‌آنجلس درگذشت.





طبقه بندی: ناگفته هایی درباره ی فروغ،

[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 17:46 ] [ فروغ ]

[ دیدگاه() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه